عشق
رفتی و رفتنت را با تمام وجودم حس می کنم رفتنت سخت است اما باور می کنم تو معنای دوست داشتنم را نفهمیدی که بازیچه ای شدم برای تنهایی وبی کسی هایت شاید اویی وجود داشت و هرگز وجودش را حس نکردم دیگر خسته شده ام چشمه ی چشمانم خشکیده چه اشکها که برای غم از دست دادنت نریختم آیا تو حتی برای لحظه ای به من فکر کردی ؟ فکر کردی که با رفتنت چه بر سرم آوردی؟ در اوج سنگ دلی تنهایم گذاشتی رفتی و رفتنت را باور می کنم یادگارهایت را می بینم و می بوم ومی گریم خاطراتت را چه کنم پس کجا رفتی ؟ بیا ببین دلم چه عاجزانه تو را می خواند هوای صدای دلنشینت را دارم به من فکر می کنی؟ نه چون برایت وجود نداشتم هرگز مرا نفهمیدی فقط برایت بازیچه شدم برای تو می نویسم . تویی که صدای خواهش قلبم را نمی شنوی "تو" روزهای بی تو بودن را سر می کنم و هر لحظه بغض خفه شده در گلویم طنین گریه های قلبم را سر می دهد. کجایی تا غرورت را ببینم چقدر به خود می بالی؟ این بار صداین نکردم تا به راه خود ادامه دهی اما صدای قلبم را بلند تر از هر صدایی شنیدم آیا تو هم شنیدی؟ تو حتی دوستت دارم را نشنیدی رفتی ورفتی باور میکنم تو نیز آسوده باش
man dokhtari hastam 27 sale ashghe iran va iranian. 11 sale ke az iran door hastam vali hamishe be yade iran hastam. to toole in 11 sale zendegi dar in ghorbat kheyli sakhtiya keshidam vali hichvaghat dast az talash bar nadashtam. hamishe be omideh zendegie behtar zendegi kardam. be sher va music kheyli alagh daram . dokhtari hastam ehsasi. talash mikonam ke duste khubi baraye dustanam basham . be shena va tenis kheyli alaghe daram va say mikonam ke 2 varzesho hamishe dashte basham . az matalebiro ke dar pagam gozashtam mitonid befahmid ke dar dele koochike man chi migzare. motmenam hastam ke kheyli az shoma dustan ham mesle man chenin chizahai dar deletun darid . khoshhal misham ke nazaretuno beshnavam....

.: پلکهام هنوز خيسن .. :. تو روزای که دستام نيازمند دستات بود و چشمام محتاج يه نگاه تو اون چشمای آسمونی ، من رو با دلتنگی هام تنها گذاشتی و چشمام رو برای هميشه به جاده های بی کسی وصله کردی از وقتی رفتی، روزی هزار بار شکستم اما چه سود ..؟! تو رفته بودی و منو با يه دنيا خاطره وسط کوچه های بی کسی تنها رها کرده بودی از اون روزها خيلی می گذره خيلی طول کشيد تا شونه هام فهميدن تو رفتی و ديگه لرزیدنشون هيچ فايده ای نداره تا چشمام به جای ديدن چشمای تو به ديدن ديوار عادت کرد تا دستام عادت لمس کردنت رو واسه هميشه زير خاکستر خاطرات ،دفن کردن

kash man ke darya shodam to mese asemun mishodi akset mioftaad rooye moj man baa to tanhaa mishodam!!! vakhti to miri azaaye daryaast chon bi aasemoon oon kheili tanhaast... che konam shabaa ke sar sedaa haa kam rang mishe bishtar az roozaa delam baraat tang mishe!!

دلم گرفته است، ميخواهم بگريم اما اشک به ميهمانی چشمانم نمی آيد، تنم خسته و روحم رنجور گشته و ميخواهم از اين همه ناراحتی بگريزم اما پاهايم مرا ياری نمی کنند. مانند پرندهای در قفس زندانی گشته ام، از اين همه تکرار خسته شده ام، چقدر دلم ميخواهد طعم واقعی زندگی را بچشم، چقدر دلم ميخواهد مثل قديم عاشق بوديم، چقدر دلم ميخواهد مثل قديم کلمه ی دوستت دارم را هر روز از زبانت بشنوم، ولی افسوس آن کلمه که مرا به زندگی اميدوار می کرد حال به فراموشی سپرده شد و جايش را تحقير گرفت نه...نه...نرو مگه من چی کار کردم؟ جرمه من چيه؟ عاشقي؟ مگه عاشقيم جرمه؟! ...تو هم من تنها گذاشتی رفتی

|